نی نیم پسر شد
سلام عزیز مامان قندعسلم مامانی 4شنبه ای 26تیر رفتم سونو دوباره پیش شاکری رفتم ساعت6صبح بعد سحر رفتم تا تو ترافیک نمونم و نوبتمم زود بشه نفر سوم بودم دکتر ساعت9اومد من زودی رفتم تو پسر گلم این سری هم خیلی بامزه نشسته بودی دکترم اینقدر اذیتت کرد تا درست حسابی بشینی.
وگفتش شما شدی قند عسل مامان تا اینو گفت حرصم دراومد گفتم چرا اشتباه گفتی اینقدر حرف زد مخمو خورد یه جورایی خودشو توجیه میکرد سی دی غربالگری اولتو هم گرفت گفت ببینم چرا اشتباه به شما گفتم و گفت واستون پست میکنم که اینقدر من زنگ زدم تا اخرش اقای دکتر سرش شلوغ یکشنبه واسم فرستاد.الهی مامان فدات بشه من لحظه شماری میکنم تا بیای بغلم منم تا جمعه ای خونه ی مامانی بودم بابایی هم منتظر بود سی دی پسرشو بیارم تا ببینه اخه بابایی اینقدر زخمت کشه که طفلکی کار میکنه نمیتونه بیاد بامن؛بابایی شانسی هم که اورده من رانندگی بلدم خودم میرم اونم خیالش راحته.اما دارم سعی میکنم دیگه کمتر بشینم پشت فرمون چون خطرناکه قندعسلم
عزیزکم پوشه شما از صورتی به ابی تغییر رنگ داد اخه پوشه صورتی واسه دختره ابی پسر

عزیزم دوتا سی دی از شما دارم اخ جون دلم که تنگ میشه میزارم میبینم
راستی بابایی دوتا اسم واست انتخاب کرده حقیقت من زیاد راغب نیستم حالا ببینم اخرش اسم شما اقازاده چی میشه:1-یاشار 2-سامان 3-ارسلان رو سومین اسم زیاد اصرار نداریم اما دوست دارم بنویسم تا روزی که خودت میای اینجارو میخونی بودنی که چه اسمایی انتخاب کرده بودیم
این عکسات عزیزم




نی نیم پسر شد
